یادم باشه یک پسر فقط داشته باشم

خرید بک لینک

پسره عاشق همکلاسیش شد

هرکاری میکرد که دختره قبولش کنه

هر روزم میرفت پیش برادرش که مثلا محرم رازش بوده تعریف میکرده

بعد چند ماه برادره هم عاشق دختر میشه

حالا مادره میخواد زنگ بزنه برا خواستگاری نمیدونه بگه برای پسمل بزرگم یا پسمل خل مشنگه کوچیکم

فکر کن دوتا دسته گل با شیرینی ببرن

بعد دختره باید با دوتا به نوبت حرف بزنه

حتی باید دوبار چایی بیاره

خخخ مردمم خلن ها


+ والا من اگه جا دختره بودم دو مشت خاک با مخلفاتش برمیداشتم میکوبیدم پس کله دوتاشون

بعدم با لگد جواب منفی رو میدادم خودمو راحت میکردم

البته دختره بیشتر جزغاله شون کرده پاشده خیلی ریلکس برای ادامه تحصیل رفته خارج:))

موقت(بشتاااابید بشتااابید)...

ما را در سایت موقت(بشتاااابید بشتااابید) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 17:40

صفحه بندی